کاروان دل

اشعار یوسف رحیمی

کاروان دل

اشعار یوسف رحیمی

کاروان دل
رهبر معظم انقلاب(حفظه الله):
درس عاشـورا، درس فداکـارى و دیندارى
و شـجاعـت و مواسـات و درس قیـام لله
و درس محبّــت و عشـق اسـت. یکى از
درسهاى عاشورا همین انقلاب عظیم و
کبیرى‌ست که‌ شما ملت ایران پشت‌سر
حسین‌زمان و فرزند‌ ابى‌عبدالله الحسین
علیه‌السلام انجام دادید. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸

در خون ماست غیرت سردار علقمه
هیهات اگر حسین زمان را رها کنیم...

۶۹ مطلب با موضوع «قالب‌ها» ثبت شده است

سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۸ ب.ظ

بعد از سه روز...

غزلی عاشورایی از کتاب حُسنِ یوسف:

بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت
یوسف‌ترین شهید خدا پیرهن نداشت

او رفت تا که زنده کند رسم عشق را
از خود گذشته بود، غم ما و من نداشت

آنقدر عاشقانه به معراج رفته بود
آنقدر عاشقانه که سر در بدن نداشت
 
خورشیدِ شعله‌ور شده بر روی نیزه‌ها
کنج تنور رفتن و افروختن نداشت

هر کس شنید غربت او را سؤال کرد
بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت؟!

 

۰ نظر ۱۱ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۸
یوسف رحیمی
يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۵۶ ق.ظ

یادت می‌آید موقع رفتن چه گفتی؟

حس می‌کنم هرشب حضورت را کنارم

وقتی به روی خاک تو سر می‌گذارم

 

بگذار دستت را به روی شانه‌ام باز

از دست رفته بعد تو صبرم، قرارم!

 

قرآن که می‌خوانم تو هم می‌خوانی انگار

کوثر بخوان تا رود رود اینجا ببارم

 

وقتی نگاهت از رهایی حرف می‌زد

احساس می‌کردم تو را دیگر ندارم

 

یادت می‌آید موقع رفتن چه گفتی؟

جان عزیزت روز و شب چشم‌انتظارم

 

سر می‌گذارم روی خاکت باز امشب

ای کاش سر از خاک دیگر برندارم

۰ نظر ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۵۶
یوسف رحیمی
شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۵۱ ق.ظ

خانه‌ی دوست کجا بود؟

بهترین فصل دعا بود نمی‌دانستم

مرغ آمین* همه جا بود نمی‌دانستم

 

یا کریم دل من سی شب و سی روز تمام

در قفس بود و رها بود نمی‌دانستم

 

«ندهد فرصت گفتار به محتاج، کریم»

لطف، بی‌چون و چرا بود نمی‌دانستم

 

عابر کوچه دلتنگی و حیرت بودیم

خانه‌ی دوست کجا بود؟ نمی‌دانستم

 

و خدا را به علی! باز قسم خواهم داد

صحبت از عشق خدا بود نمی‌دانستم

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* قدیمی‌ها هنگامی که دعای کسی زود اجابت می‌شد،

می‌گفتند انگار وقتی دعا می‌کـرد مرغ آمیـن بالای سـرش

نشسته بود.


۰ نظر ۱۹ تیر ۹۵ ، ۰۹:۵۱
یوسف رحیمی
شنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۴:۵۲ ب.ظ

در باغ شهادت را نبندید

خاطره حاج مهدی سلحشور از مدافعان حرم:

شهامت یک جـوان 16 ساله افغانستانی خیلـی نظـرم رو به خـودش جلب کرده بود. پرسیدم برای چی اینقدر خوب می‌جنگی؟

جمله‌ای گفـت که مـدت‌ها فکـرم رو مشغـول کرد. گفـت: من تو دنیـا هیچی برای از دست دادن ندارم. اینجا گمشده‌ی خودم رو پیدا کردم.

 

تا چند از این داغ لبالب باشیم

در آتشِ آه و حسرت و تب باشیم

امروز در باغِ شهادت باز است

ای کاش فدائیان زینب باشیم

۰ نظر ۰۳ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۵۲
یوسف رحیمی
چهارشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۴۸ ق.ظ

سِرّ غریبانه کوثر

هر فاطمه ای که هست سهمش آه است

با ناله و اشک و بی کسی همراه است

یک سرّ غریبانه کوثر این است:

که عمر گل محمدی کوتاه است

 

+ تو شهید ولایتی بانو!
۰ نظر ۳۰ دی ۹۴ ، ۰۹:۴۸
یوسف رحیمی

یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ (سوره صف، آیه8)

آنان می‏ خواهـند نور خدا را با دهـان خود خامـوش سـازند ولـى خـدا نور خود را کامل می‏ کند هر چند کافران خوش نداشته باشند!

خبرگزاری فارس: رژیم آل سعود، شیخ نمر رهبر شیعیان این کشور را اعدام کرد


افراشته‌اند بیرقی از آهت

رفتی تو ولی ادامه دارد راهت

«وَ اللهُ مُتِمُّ نُورِهِ» می‌بینیم

آن روز که از راه رسد خونخواهت

۰ نظر ۱۲ دی ۹۴ ، ۱۲:۲۳
یوسف رحیمی
سه شنبه, ۱ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۰۹ ب.ظ

عمری‌ست که دلتنگ شهادت هستم

آن‌ها که اهل کار فرهنگی هستند، خوب می‌دانند چه عرض می‌کنم. تمام این سال‌ها فعالیت‌های مؤثری که در عرصه‌ی فرهنگ صورت گرفته است، همه و همه خلاصه می‌شود در همت بچه‌های دلسوز و پرتلاشی که با تمام وجود قدم در این عرصه گذاشته‌اند و تمام دارایی خود را به میان آورده‌اند. تمام دارایی یعنی از مال گرفته تا جوانی و حتی جان. راستی چقدر ارزشمند است وقتی کسی در راه مقدسی، حتی جان خود را در طبق اخلاص بگذارد و از جان گذشته قدم بردارد.

فکر می‌کنم یکی از دلایل اصلی این تاثیرگذاری برکتی است که خدا به تلاش این عزیزان می‌دهد. خدای متعال تلاش و مجاهدت را دوست دارد و در واقع اثری که به آن کار فرهنگی می‌دهد، پاداش همان مجاهدت است. منظورم از مجاهدت این است که برای رسیدن به آن هدف مقدسی که ترسیم شده نه تنها انسان تلاش و پیگیری لازم را انجام دهد، یعنی از امورات دیگر خود صرف نظر کند تا حرکتی را که شروع کرده به مقصد برسد. در این سنخ برنامه‌ها، خون دل خوردن‌ها و شب نخوابیدن‌هاست که به کار برکت می‌دهد.

عامل کلیدی دیگر، اخلاص است. کسی که برای خدا کار می‌کند، نه تنها از کسی انتظار تعریف و تمجید ندارد، بلکه حتی از به‌به و چه‌چه دیگران هم خوشحال نمی‌شود و طعنه‌ها و زخم زبان‌ها دلسردش نمی‌کند. نگاه او فقط و فقط جلب رضای خداست.

آن‌چه با درک قاصر خود فهمیده‌ام، این است که در این عرصه، وقتی حرکتی با مجاهدت و اخلاص همراه شد، تاثیر و برکت آن حتی برای خود انسان هم مبهوت کننده است.

این روزها کم نیستند جوانان مؤمن انقلابی که چشم امید رهبر عزیزمان به آن‌هاست و بار زمین مانده‌ی انقلاب را به دوش می‌کشند. انصافا گاهی مجاهدت و اخلاص این عزیزان رشک برانگیز است، خصوصاً آن‌هایی که در نثار دارایی خود به بالاترین مراتب آن یعنی بذل جان در راه خدا توفیق می‌یابند.

خرداد ماه امسال بود که خبری صاعقه‌وار همه وجودم را شعله‌ور کرد. آری این طلبه‌ی فاضل و مجاهد، حجت‌الاسلام مهدی مطلبی بود که با عروج شهادت‌گونه‌اش پاداش اخلاص و مجاهدتش را گرفته بود. اما حالا ما مانده‌ایم و جانی گداخته و راهی ناتمام...

 

این قلب به خون تپیده را دریابید

این جان به لب رسیده را دریابید

عمری‌ست که دلتنگ شهادت هستم

این از همه جا بریده را دریابید

 

پی نوشت:

مدت‌ها بود این حرف‌ روی دلم سنگینی می‌کرد،

امـا امـروز خـبر یـادواره و گرامی‌داشت ایـن عـزیز،

بهانه‌ای شد برای چند سطر درد دل...

۰ نظر ۰۱ دی ۹۴ ، ۱۲:۰۹
یوسف رحیمی
دوشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۱۷ ق.ظ

عزیزان موسم یاری‌ست یاری!

غروب و بی‌قراری داد و بیداد

غم و چشم انتظاری داد و بیداد

منم سرگرم دنیای خود اما

تو یک یاور نداری داد و بیداد

 

اسیرم من اسیر این تنِ خود

گرفتارم گرفتار منِ خود

تویی تنهاترین تنهای عالم

وَ من شرمنده ام از بودن خود

 

چه می‌شد لحظه ای یار تو بودم

دمی یار وفادار تو بودم

از این شرمندگی می‌مردم ای کاش

تمام عمر سربار تو بودم

 

اگر بی‌روح اگر سردیم، آقا

اگر چه سخت بی‌دردیم، آقا

تویی چشم انتظار ما که یک روز

از این بیراهه برگردیم آقا

 

تو را یاری نکردم، وای بر من

وفاداری نکردم، وای بر من

برای قلب پر درد تو آقا

چرا کاری نکردم، وای بر من

 

نمی‌خواهم دلی که همدمت نیست

هنوز آن‌گونه دلخون از غمت نیست

پس از یک عمر اشک و آه و ندبه

چرا آخر دل من مَحرَمت نیست

 

دگر کافی ست اشک و آه و زاری

گذشته کار از چشم انتظاری

عزیز فاطمه تنهاست تنها!

عزیزان موسم یاری‌ست یاری!


+ این خاک تشنه بی‌تو به باران نمی‌رسد...

 

امروز روز آغاز امامت حضرت ولی‌عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، غدیر ثانی، روز بیعت دوباره. نمی‌دانم باید شاد بود یا غمگین. شاد باشیم از این عید فرخنده یا غمگین از هزار و یک غمی که بر دل سنگینی می‌کند.

چند روزی بیشتر از کشتار وحشیانه شیعیان نیجریه نمی‌گذرد. اینقدر در جای جای دنیا این جنایت‌ها را تکرار کرده‌اند که این اتفاقات عادی جلوه کند. یک روز غزه، یک روز یمن، یک روز منا، یک روز سوریه، عراق، سومالی، بحرین، پاکستان، افغانستان... چقدر مظلوم‌کشی!

دل آدم به درد می‌آید. حال و روز ما با اطلاع ناقص و فهم قاصرمان این است. کافی‌ست لحظه‌ای تصور کنیم حال حضرت را... «غم‌های بی‌کران دلم می‌رود ز یاد / وقتی دمی به غربت تو فکر می‌کنم».

اما این وسط تکلیف ما چیست؟ آیا می‌توانیم به داد این مردم مظلوم برسیم؟ آیا غیر از ظهور حضرت پایانی بر این ظلم‌ها و جنایت‌ها وجود دارد؟ راستی جای ما کجاست؟ چقدر برای ظهور قدم برداشته‌ایم؟ چقدر امام عصر خود را یاری کرده‌ایم؟

اصلا اگر بخواهیم حضرت را یاری کنیم، باید چه کنیم؟ باید چه قدمی برداریم که در نزدیک شدن نهضت این منجی بشیریت تاثیر داشته باشد؟

رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) در یکی از بیانات خود این گره را باز کرده‌اند:

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:

«اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ»(۱)

بعد از آنکه شیوه‌ی زندگی خود را - که در آن مقام والا، با آن همه امکانات، با آن‌چنان زهدی زندگی می‌کند - بیان کرد، فرمود: شما نمی‌توانید مثل من رفتار کنید؛ امّا می‌توانید به من کمک کنید؛ با چه چیزی؟ با ورع خودتان، با پرهیز خودتان از گناه، با اجتهاد و کوشش و تلاش خودتان؛ این‌ها وظیفه‌ی من و شما است. هدف‌ها را برای ما ترسیم کردند، هم هدف‌های فردی و شخصی را، هم هدف‌های اجتماعی و سیاسی و کلّی را. در هدف شخصی، رسیدن به اوج مقام کرامت انسانی هدف والای ما است؛ همه هم وعده داده شده‌اند که بتوانند این پرواز بلند و بی‌حد را انجام بدهند؛ توانایی شما جوان‌ها از ماها هم بیشتر است. این اهداف شخصی است.

اهداف بزرگ اجتماعی، ایجاد حیات طیّبه‌ی اسلامی و جامعه‌ی اسلامی [است‌]؛ جامعه‌ای که افراد خود را فرصت بدهد که بتوانند به‌سوی این هدف حرکت کنند: جامعه‌ی آباد، جامعه‌ی آزاد، جامعه‌ی مستقل، جامعه‌ی دارای اخلاق والا، جامعه‌ی متّحد، یکپارچه، جامعه‌ی متّقی و پرهیزگار؛ این‌ها اهداف جامعه‌ی اسلامی است. دنیایی که مقدّمه‌ی آخرت است، دنیایی که انسان را ناگزیر به بهشت می‌رساند، ایجاد یک چنین دنیایی هدف کلان اجتماعی و سیاسی اسلام است؛ این‌ها را در مقابل ما ترسیم کردند. راه آن چیست؟ چه‌جور می‌شود به این هدف‌ها رسید؟ همین‌طور که فرمود: «اَعینُونی» - فرمایش، فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السلام) است - به من کمک کنید؛ یعنی آنچه را که امیرالمؤمنین در زندگی خود و تلاش و جهاد خود، همه را در این راه مصرف کرد، و آن عبارت است از ایجاد چنین دنیایی برای بشریّت در طول تاریخ؛ کمک کنید به من که این هدف انجام بگیرد. چه‌جور «بوَرَعٍ»، با ورع؛ «وَ اجتِهادٍ»، با کوشش، با تلاش، تنبلی ممنوع است، بیکارگی ممنوع است، خسته شدن ممنوع است، مأیوس شدن ممنوع است. این حرکت عظیم وقتی انجام بگیرد، آن‌وقت شما دل مبارک فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله علیها) را شاد می‌کنید، دل امیرالمؤمنین (علیه السلام) را شاد می‌کنند؛ چون آن‌ها برای همین هدف آن همه تلاش کردند، آن همه مجاهدت به‌خرج دادند. (2)

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. نهج‌البلاغه، نامه‌ی ۴۵

2. بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مداحان اهل‌بیت(علیه السلام) 31 فروردین 1393

۰ نظر ۳۰ آذر ۹۴ ، ۱۰:۱۷
یوسف رحیمی
يكشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۴، ۰۸:۲۱ ق.ظ

حیران حماسه‌ات مسیحا نفسان

وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ، عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیِّ عَلَیْهِمَاالسَّلَامُ أَنَّهُ قَالَ: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ: صَلَاةُ إِحْدَى وَ خَمْسِینَ، وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ، وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ، وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ، وَ الْجَهْرُ بِـ«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ».

امام حسن عسکری علیه السّلام فرمودند:

«نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: نماز پنجاه و یک رکعت (واجب و نافله در طول شبانه روز)؛ زیارت اربعین حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام؛ انگشتر در دست راست نمودن؛ پیشانی بر خاک گذاردن و بلند گفتن بسم‌ الله ‌الرّحمن الرّحیم (در نمازهای جهریّه صبح، مغرب و عشاء)».

بحار الأنوار، المجلسی، ج‏98، ص329؛ المزار الکبیر، محمد بن المشهدی، ص353 (رواه المفید فی مزاره: 61، و ابن قولویه فی الکامل: 325، و الشّیخ فی مصباح المتهجّد: 730، التّهذیب 6: 52، ذکره السّیّد ابن طاووس فی الإقبال 3: 100، مصباح الزّائر: 347، و الکفعمیّ فی مصباحه: 489)

 

در ماتم توست دل اسیر غم توست

از عشق برافراشته‌تر پرچم توست

حیران حماسه‌ات مسیحا نفسان

این شور و شکوه «اربعین» از دم توست

 

+ یک عمر بهانه دست باران دادی

+ روز جمعه به وقت دلتنگی...

۰ نظر ۲۹ آذر ۹۴ ، ۰۸:۲۱
یوسف رحیمی
سه شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۰۳ ق.ظ

مظلوم‌کشی!

تصویر مرجع تقلید شیعیان نیجریه بازداشت شد

امروز اگرچه دین حق مظلوم است

فردای شکوه و عزتش معلوم است

در غزّه، منا، نیجریه، در هرجا...

مظلوم‌کشی تا به ابد محکوم است

۰ نظر ۲۴ آذر ۹۴ ، ۱۰:۰۳
یوسف رحیمی