کاروان دل

اشعار یوسف رحیمی

کاروان دل

اشعار یوسف رحیمی

کاروان دل
رهبر معظم انقلاب(حفظه الله):
درس عاشـورا، درس فداکـارى و دیندارى
و شـجاعـت و مواسـات و درس قیـام لله
و درس محبّــت و عشـق اسـت. یکى از
درسهاى عاشورا همین انقلاب عظیم و
کبیرى‌ست که‌ شما ملت ایران پشت‌سر
حسین‌زمان و فرزند‌ ابى‌عبدالله الحسین
علیه‌السلام انجام دادید. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸

در خون ماست غیرت سردار علقمه
هیهات اگر حسین زمان را رها کنیم...

۴ مطلب با موضوع «قالب‌ها :: ترکیب‌بند» ثبت شده است

پنجشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۲، ۰۸:۰۹ ق.ظ

بهشت چشم رئوفت چه رونقی دارد

ز خاک پای تو اول سرشت قلبم را

سپس غبار حریمت نوشت قلبم را

 

به نور معرفت و رحمت و ولایت تو

بنا نهاد چنین خشت خشت قلبم را

 

مرا اسیر تماشای چشمهایت کرد

سپس نهاد میان بهشت قلبم را

 

بدون لطف تو از دست می دهم آقا

میان بازی این سرنوشت قلبم را

 

هزار شکر که عمریست در هوای توام

اسیر رحمت و فضل تو، مبتلای توام

 

۰ نظر ۱۷ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۰۹
یوسف رحیمی
شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۱، ۱۰:۵۵ ق.ظ

جهان نشسته سر سفره روایاتت

رسانده ام به حضور تو قلب عاشق را

دل رها شده از محنت خلایق را

 

دلی که پر زده تا آستان احسانت

که غرق نور اجابت کنی دقایق را

 

بر این کویر دل نیمه جان من، ای جان!

ببار جرعه ای از کوثر حقایق را

 

مرید صبح نگاه تو می برد از یاد

مگر ترنم «قال الامامُ صادق» را

 

نگاه لطف تو آقا به دل بها داده

و با رضای تو دارم رضای خالق را

 

تویی که ضامن صبح سعادتم هستی

تویی که روشنی هر عبادتم هستی

 

۰ نظر ۰۷ بهمن ۹۱ ، ۱۰:۵۵
یوسف رحیمی
شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۱، ۱۰:۵۲ ق.ظ

بی ولای علی این طایفه سرگردانند

آیه آیه همه جا عطر جنان می‌آید

وقتی از حُسن تو صحبت به میان می‌آید

 

جبرئیلی که به آیات خدا مانوس است

بشنود مدح تو را با هیجان می‌آید

 

می رسی مثل مسیحا و به جسم کعبه

با نفس های الهی تو جان می‌آید

 

بسکه در هر نفست جاذبه‌ی توحیدی است

ریگ هم در کف دستت به زبان می‌آید

 

هر چه بت بود به صورت روی خاک افتاده‌ست

قبله‌ی عزت و ایمان به جهان می‌آید

 

نور توحیدی تو در همه جا پیچیده‌ست

از فراسوی جهان عطر اذان می‌آید

 

عرش معراج سماوات شده محرابت

ملکوتی ست در این جلوه‌ی عالمتابت

 

۰ نظر ۰۷ بهمن ۹۱ ، ۱۰:۵۲
یوسف رحیمی
پنجشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۰، ۱۱:۳۰ ق.ظ

خورشید علقمه

باید حسین دم بزند از فضائلت
وقتی حسینی است تمام خصائلت

تعبیرهای ما همه محدود و نارساست
در شرح بی‌کرانی اوصاف کاملت

بی‌شک در آن به غیر جمال حسین نیست
آئینه‌ای اگر بگذاری مقابلت

ای کاشف الکروب عزیزان فاطمه
غم می‌بری ز قلب همه با شمایلت

در آستانه‌ی تو گدایی بهانه است
دلتنگ دیدن تو شده باز سائلت

با زورق شکسته‌ی دل، سال‌های سال
پهلو گرفته‌ایم حوالی ساحلت

چشم امید عالم و آدم به دست توست
باب الحسین هستی و پرچم به دست توست

۰ نظر ۱۲ آبان ۹۰ ، ۱۱:۳۰
یوسف رحیمی